تبليغاتX
دردانه  !!! وقتي ياد تو مي افتم چشمام از گريه مي باره ::: بازم امشب قاب عكست منو آروم نمي زاره ::: آخر یک روز می فهمی واست یک عمر می مردم ::: یه عمر توی تنهایی غم تو رو می خوردم :: Welcome To dordane Weblog ::

مگه ما چی از اونها کمتر داریم؟

سلام دوستای خوبم.... من اصلا بلد نیستم قلنبه سلنبه بنویسم... ولی یک حرفهایی توی دلم مونده بود که اونها رو با زبون خودم نوشتم نه داستان نه شعر نه نصیحت حرف دل منه اگه دوست داری بخون اگر هم حوصله نداری بی خیال... اما اگه خوندی حتما نظر بده و حرفت رو بگو اگر هم تا حالا توی این نظر سنجی گوشه صفحه سایت شرکت نکردی اول توی اون نظرسنجی شرکت کن و خواننده مورد علاقه ات رو بهش رای بده بعد بیا بخون....

این هم مطلب:

مگه من چي از اونها كمتر دارم؟مگه اونها غير آدم بودن؟ مگه خداي اونها با خداي من فرقي داره؟

مي گن به اين چيزها فكر نكن ديوونه مي شي!!! ما كه ديوونه هستيم حالا ديوونه تر يشيم مگه عيب داره؟ اصلا مگه عاقل بودنمون فرقي هم با ديوونه بودنمون داره؟

توي دنياي به اين بزرگي و مغروري مگه فرقي مي كنه من يك نفر خل باشم يا عاقل…

اصلا عاقل به كي مي گن؟؟اين روزها مگه همه دانشمند نشدن؟ ماشاالله همه تحصيل كردن… همه واسه خودشون يك پا تحليل گرن!!!! وقتي اين همه عاقل و دانشمند زياده ديگه چه احتياجي به من و تو هست؟

بيخ گوشمون خيلي اتفاق ها مي افته و ما اصلا نمي فهميم مگه چند نفر به تاريخ پيوستن؟ چند نفر هستن كه ما اونها رو به خوبي مي شناسيم؟ نه جون من بشمر بشمر ديگه!! ۲ نفر؟ ۵ نفر؟ ۱۰ نفر؟ ۱۰۰ نفر؟ اصلا هزار نفر!! بيشتره نه جون من بيشتره؟ اگه بيشتر از هزار نفر مي شناسي اسماشون رو بهم بگو…بگو ديگه… نه عزيز من توي اين همه آدم كه روي اين زمين خاكي زندگي مي كنند خيلي ها كسي بودن و كسي نشدن… خيلي ها هم كسي نبودن و اتفاقي كسي شدن…. خيلي ها هم اومدن و معروف شدن اما زود تاريخ مصرفشون ته كشيده!!!

مي خوام اينو بهت بگم بي خيال همه چي شو… اوني باش كه خودت مي خواي مگه تو چي از اونها كمتر داري؟ مي دوني كيا رو مي گم؟ اونهايي رو مي گم كه اون روز با لب تشنه وايسادن جلوي دشمن ها… اونه هايي رو مي گم كه 8 سال جنگيدن…. اونهايي رو مي گم كه وطن پرستن… امام حسين(ع) و با هم يك خورده ياراش از زندگي راضي بودن چون خودشون بودن…. بياين خودمون باشيم… براي خودمون باشيم مگه ما چي از اونها كم داريم؟ ترو خدا خودمون باشيم بدون دورنگي و دروغ و دورويي!!!! مگه اونهايي كه به تاريخ نيك پيوستن فرمول ديگه اي جز اين بلد بودن؟

 



ادامه مطلب
موضوع :
| *| نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 23:35 توسط پیمان |