تبليغاتX
دردانه  !!! وقتي ياد تو مي افتم چشمام از گريه مي باره ::: بازم امشب قاب عكست منو آروم نمي زاره ::: آخر یک روز می فهمی واست یک عمر می مردم ::: یه عمر توی تنهایی غم تو رو می خوردم :: Welcome To dordane Weblog ::

گلچینی از شعرهای وبلاگ قبلیم

سلام دوستان خسته نباشید....

طی درخواست چند تا از دوستان شعر حلالم کن رو دوباره توی وبلاگ قرار دادم...

این شعر مال بیست یکم مهر ماه سال ۱۳۸۴ که توی وبلاگ قبلی من که مخصوص شعر بود قرار گرفت و با استقبال نسبتا خوبی رو برو شد رو دوباره گذاشتم تا شما هم دوباره های های گریه کنید... برای کسانی که شعر دوست دارند هم پیشنهاد می کنم به وبلاگ قبلی من هم سر بزنن: www.sorjan.blogfa.com

غزلنازم اگر رفتم شدی تنها حلالم کن

اگر که خشکیه چشمات شدش دریا حلالم کن

تو می دونی که این قصه نهایت آخری داره      

 اگر خنجر زدش پشتم یه روز دنیا حلالم کن  

 نسیم پرطنین عشق کنار ساحل بودن         

اگر رفتم همین فردا ببخش من را حلالم کن

اگه عشق من آب می شد کنار عشق پاک تو   

من رو عفو کن به حکم دل نشم رسوا حلالم کن

نه پاییزم کنار تو نه می خندم به حال تو

ولی یک روز که باید رفت چرا حاشا حلالم کن

یه روزی بوسه شادی یه روز بوسه از غم ها

همین راز این دنیا برای ما حلالم کن

قسم می دم تو را همراز تو هم آغاز و هم پرواز

تو ای ماه و تو ای دریا تو ای زیبا حلالم کن

نوشتم زیر نور ماه برایت آخرین مصرع

اگر خوب یا که بد بودم ببخش من را حلالم کن.....

یک شعر گوگولی دیگه از خانم خراسانی نژاد که برای من فرستاده شده:

نا آشنای کوچه ها             راه بلد خسته تنم

ناقوس غمناک صدا             تن به صلیب بسته منم

من از همین قبیله ام           قبیله عاشق پرست

عاشق این قبیله ام             عاشق می نخورده مست

نا آشنای کوچه ها                غریب کوچه ها نباش

وارث کوچه های تنگ             وارث دیوارم تو باش

غریبه از غروب و                    نا آشنا از کوچه هاست

مسافر تنهای شب                دلواپس این لحظه هاست

شب های غمگین قفس         دیگر نه پیش دیگر نه پس

پایان این قصه تو باش            ای آشنا ای همنفس

اینم شعر که دیگه نگین پیمان بی احساس شده شعر نمی نویسه  البته ببخشید اگر تکراری بود...

یک شعر دیگه باز هم کپی شده از وبلاگ قبلیم:

جمله ای ازت شنیدم توی آخرین تماسم     

 مثل یک غریبه گفتی من تورو نمی شناسم

با یک لحن بی تفاوت زندگیم رو تیره کردی

گفتی ممنون می شم از تو اگر دیگه بر نگردی

با شنیدنش شکستم به کسی چیزی نگفتم 

با خودم قرار گذاشتم دیگه یادتو نیفتم

آخه من چه طور عزیزم دیگه نشنوم صداتو

فکر نکن که بردم از یاد لحن خوب خنده هاتو

آرزوی رفته بر باد من مزاحمت نمی شم

آخرش نشد بمونی واسه همیشه پیشم

این یک گلچینی بود از شعرهایی که خودم دوست داشتم و همه رو قبلا توی وبلاگ قبلیم نوشته بودم باز هم می گم اگر شعر دوست دارید وبلاگ سرجان دستتون رو می بوسه:  www.sorjan.blogfa.com

خبر: در مطلب قبلی در مورد وخیم بودن حال یکی از فامیل ها گفته بودم که باید بگم ایشون متاسفانه فوت کردند....

خبر: دوستان عزیز اولین مطلب صدف خانوم هم به زودی در وبلاگ قرار می گیره منتظر باشید....

خبر: سایت دچار مشکلاتی شده که بعد از عوض شدن قالب اون مشکلات حل شد شما لطف کنید اگر در نظرسنجی شرکت نکردید همین حالا اقدام کنید... امیدوارم از قالب جدید خوشتون بیاد....نظر سنجی انتخاب بازیگر هم حذف شد

 

 



ادامه مطلب
موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 و ساعت 21:37 توسط پیمان |
دعا کنید

اصلا قرار نبود آپ کنم...

ولی خیلی دلم گرفته....

حال پدربزرگ دختر عموم بده خیلی هم بده...

فقط دعا کنید که حالش خوب بشه...

دنیا خیلی بی رحمه اصلا نمی دونم باید چی بگم و چه طوری دردم رو بگم.... دختر عموی من سوم دبیرستان هست و وسط امتحاناش هم هست...

آخه چی بگم؟ خدایا این رسمش نیست... ما مگه چه گناهی داریم که اینقدر عذابمون می دی؟ می خوای چی رو ثابت کنی؟ می خوای ضعفمون رو به رخمون بکشی؟ می خوای بگی هیچی نیستیم؟ قبول!!!

امسال خیلی سال گندی بود... حال شوهر خاله ی مامانم هم بد است... تازه از بیمارستان مرخص شده. نمی دونم چی شده این هم زمستون امسال...

دعا کنید همین.


دوستان عزیز جا داره که بهتون بگم یک خانوم محترم به اسم صدف به من افتخار همکاری داده و از این به بعد بعضی از داستان هایی رو که در وبلاگ می ذاریم کار ایشون هست.

من از همکاری با این خانوم محترم بسیار خوشحالم... امیدوارم بتونیم با هم مطالب بهتری رو ارائه بدیم...

از دوستانی که علاقه به نویسندگی دارند ولی وبلاگ ندارند هم دعوت به همکاری می کنم.... اگر دوست داشتید توی قسمت نظرها بگید تا در خدمت باشم...

قسمت نظرسنجی و آمار وبلاگ هم دچار مشکل شده که این مشکل از سایت وبگذر هست و زود درست می شه...



ادامه مطلب
موضوع :
| *| نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 20:7 توسط پیمان |
بنویس از سرخط این است بازی پوچ ما

یک پیام بهداشتی: هرگز عاشق نشو تا زمانی که بتونی همه ی عیب های آدم ها رو تحمل کنی...

یک پیام جالب: دیروز را سوزاندیم برای امروز امروزمان را گذراندیم برای فردا و فردایمان دیروزی است دیگر این است بازی پوچ ما....

سلام و خسته نباشید گفتیم دوتا پیام باحال بهتون داده باشیم بعد بگیم امروز چه خبره...قرار شد یک پست در میان داستان بنویسم و بقیه رو همه چی قاطی.... این پست از اون پست هایی هست که همه چیز داره...

پا قدم دردانه خوب بود....تنها آرزوی من برآورده شد!!!!!!! اما باید صبر کنم تا ۲۱ بهمن ماه...ما که یک سال صبر کردیم یک ماه هم روش... دعا کنید.

یک جوک بی نمک:

علی دایی می خواد کاری کنه که دیگه توی پلی استیشن هم نشه تعویضش کرد.

 

دانلود آهنگ های جدید محسن چاوشی:

 

صفا

رفیق خوب

نمی تونم

 

و در آخر لینک دانلود یکی از آهنگ های زیبای محسن یگانه به اسم بنویس از سرخط به همراه متن شعر اگر تا حالا گوش ندادین بهتون صمیمانه پیشنهاد می کنم بشنوین واقعا زیباست: 

 

دانلود کنید:           بنویس از سرخط

 

 

 بنويس از سر خط

بنويس كه دلت ديگه به ياد اون نيست

بنويس كه بدونه

وقتي نباشه قلبت از غصه خون نيست

اون كه گذاشت و رفت

يه روز سرش به سنگ مي خوره بر مي گرده

ديگه صداش نكن

بذار خودش بیاد دنبالم بگرده

.........

ديگه گريه نكن

آخه اشك تو باعث شادي اونه

ديگه به پاش نسوز

آخه اون واسه تو ديگه دل نمي سوزونه

اگه مي خواست مي موند

حالا كه رفت و غصش رفته ز يادم

اگه پیشم می منوند

مي ديد جز اون به هيچ كي دل نمي دادم

 

پست های بعدی بهتر خواهد شد صبر داشته باشید...

نظر یادتون نره توی رای گیری هم شرکت کنید.. چون آخر اسفند می خواهم بهترین خواننده و بازیگر رو انتخاب کنم با همین رای هایی که دادین...

تا اوایل بهمن خداحافظ چون امتحان ها نمی ذارن تا آخر دی بیام.. اما قول می دم وقتی برگشتم با دست پر برگردم با یک داستان کوتاه و قشنگ... شما هم دعا کنید امتحانام خوب بشه

 

 

 

 



ادامه مطلب
موضوع :
| *| نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 19:37 توسط پیمان |
پدر

سلام دوستان يك داستان كوتاه در اين پست تقديم به شما نظرتون رو در مورد اين داستان بنويسيد..

اگر هنوز در راي گيري شركت نكرديد وقت رو تلف نكنين انتخاب كنيد كه بهترين خواننده و بازيگر چه كساني هستند...

اين هم داستاني كوتاه:

صداي پاندول ساعت قديمي ديوار اتاق در فضا پيچيد و دوازده بار زنگ زد با صداي بلند خيلي بلند توي اون سر و صدا فقط صداي اين ساعت كم بود.

فردا امتحان دارم و الان ساعت دوازده شب هست و من اصلا خوابم نمي آد آخه كي ميتونه با اين سروصدا بخوابه؟

بابام خونه رو به سرش گذاشته از بس خر و پف مي كنه!!! خب من چه طوري بخوابم؟

 

                                           **********

صداي پاندول ساعت در اتاق پيچيد و پنج بار زنگ زد ساعت پنج صبح بود و من حتي يك دقيقه هم نخوابيده بودم صداي خر و پف پدرم خيلي آزار دهنده بود.... چه طوري مي تونستم بخوابم؟ از جام بلند شدم شايد بهترين راه درس خواندن بود... چي مي گم؟ درس چيه؟ كي حال داره؟ بايد بخوابم!!! بايد!!! اه اينم كه خسته نمي شه اينقدر خروپف مي كنه؟

 

                                           **********

صداي پاندول ساعت در اتاق سكوت را شكست سه بار دينگ دينگ دينگ...

صداي خر و پف نمي آمد ساعت سه بعد از ظهر بود امتحانم افتضاح شده بود!!! سر جلسه فقط چرت مي زدم!!! نمي دوني چه سكوتي سر جلسه امتحان جون مي ده واسه خوابيدن!!!! كاش مي شد ديگه خر و پف نكنه.

 

                                           **********

صداي پاندول ساعت يك بار ديگر به گوش رسيد و دوازده بار زنگ زد...

امشب يك چيزي كمه!!! چي كمه؟؟؟؟!!!!

امتحان ندارم كه دارم!! درسم رو خوندم كه باز هم نخوندم و چيزي بلد نيستم ساعت هم كه زنگ زد دوازده بار يعني دوازده شب پس چي كمه؟

صداي خروپف نمي آد!!

مي گن سكته كرد... مي گن مرد... مي گن ديگه نيست...غلط كردم...بيجا كردم.... بيا پدر جونم. كاشكي بودي و هميشه خروپف مي كردي!

درگذشت ناصر عبداللهی را به جامعه هنری تسلیت می گویم روحش شاد یادش گرامی...

در رای گیری هم شرکت کنید... 



ادامه مطلب
موضوع :
| *| نوشته شده در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 21:19 توسط پیمان |